محیا محیا ، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره

محیا یعنی زندگی

فوت نن جون

  مادر مادر بابا محمدرضا که بهش نن جون میگفتیم و خیلی خیلی مهربون و بی ازار بود سه روز مونده به اخر ماه رمضون فوت کرد. شما خیلی باهاش جور بودی و دور از حالا دوسش داشتی .   ...
2 ارديبهشت 1393

محیای من نماز میخونه....

فرشته گفت:بگو من میشنوم، کودک متعجب گفت:مگه توخدایی؟من باخداکار دارم.. فرشته:هرچی می خوای به من بگومن به خدا می گم؟ صدای بغض آلودش آهسته گفت:یعنی خداهم منو دیگه دوست نداره؟ فرشته ساکت بود،بعداز مکثی نه چندان طولانی گفت:نه،خدا خیلی دوستت داره مگه کسی میتونه تورو دوست نداشته باشه؟! بلور اشکی که درچشمانش حلقه زده بود بافشار بغض شکست وبرروی گونه اش غلطیدوبا همان بغض گفت:اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه می کنما!! بعداز چندلحظه هیاهوی سکوت:بگو زیبا،بگو هرآنچه که بردلت سنگینی می کند بگو.. دیگربغض امانش رابریده بود بلندبلند گریه کردو گفت:خداجون خدای مهربون،خدای قشنگم می خواستم بگم تورو خدانذار بزرگ شم،تورو خدا !!! خدا:آخه چ...
2 ارديبهشت 1393
1